روانشناسی
غزاله نهاوندی؛ سعید رضایی
چکیده
زمینه و هدف: بازتابهای اولیه نقش مهمی در تحول مغز کودکان دارد. بااینحال، تعداد زیادی از این بازتابها باید به مرور زمان در کودکی مهار شوند. در اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی برخی از این بازتابها باقی میمانند و مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به اختلالها به وجود میآورند. پژوهش حاضر با هدف بررسی مداخلات ...
بیشتر
زمینه و هدف: بازتابهای اولیه نقش مهمی در تحول مغز کودکان دارد. بااینحال، تعداد زیادی از این بازتابها باید به مرور زمان در کودکی مهار شوند. در اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی برخی از این بازتابها باقی میمانند و مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به اختلالها به وجود میآورند. پژوهش حاضر با هدف بررسی مداخلات مبنی بر بازتابها مؤثر بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی انجام شد.روش: این پژوهش مروری نظاممند مطابق با چکلیست پریزما اجرا شده است. در این مقاله، پژوهشهای انجامشده در حوزه مداخلات بازتابی مؤثر بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مورد بررسی قرار گرفت. برای دسترسی به مقالات علمی از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus، WOS، و ResearchGate، مگ ایران، نورمگز، و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی استفاده شد. کلیدواژههای انگلیسی Reflex، Primitive Reflex، Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder، ADHD، attention-deficit، Autism Spectrum Disorder، ASD، Randomized controlled trial، Controlled clinical trial، Intervention و معادل فارسی آنها مورد جستوجو قرار گرفت. از بین 83 مطالعه مورد بررسی، 6 مقاله شرایط موردنظر را داشتند.یافتهها: نتایج نشان داد که مداخلات مبنی بر بازتابهای اجراشده بر گروه مبتلایان به اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی شامل؛ ماساژ و رفلکسوتراپی، جابهجایی ستون فقرات، تحریکات حسی، و تحریکات حرکتی است. این مداخلات بر کاهش نشانههای اختلالات طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مؤثر بودند. رفلوکسولوژی و تمرینات حرکتی از جمله مداخلات مشترک برای هر دو اختلال بود. مداخله ماساژ و جابهجایی ستون فقرات فقط در گروه مبتلایان به اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی و اثربخشی تحریکات حسی تنها در گروه مبتلایان به اختلال طیف اوتیسم مورد بررسی قرار گرفته است.نتیجهگیری: مداخلات بازتابی بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مؤثر است. و ضروری است که پژوهشهای بیشتری در زمینه بررسی بازتابها و اثر آنها بر اختلالها انجام شود.
روانشناسی
شهریار درگاهی؛ نیما رضوانی؛ زهره قنبری
چکیده
زمینه و هدف: خودکشی یکی از فوریترین بحرانهای سلامت عمومی در جهان معاصر است و به نظر میرسد دانشجویان دانشگاهی در مقایسه با جمعیت عمومی، آسیبپذیری بیشتری نسبت به افکار خودکشی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش احساس تنهایی، عزتنفس و رضایت از زندگی در پیشبینی افکار خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه های تهران انجام ...
بیشتر
زمینه و هدف: خودکشی یکی از فوریترین بحرانهای سلامت عمومی در جهان معاصر است و به نظر میرسد دانشجویان دانشگاهی در مقایسه با جمعیت عمومی، آسیبپذیری بیشتری نسبت به افکار خودکشی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش احساس تنهایی، عزتنفس و رضایت از زندگی در پیشبینی افکار خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه های تهران انجام شد.روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاههای ایران در مقاطع کارشناسی، کارشناسیارشد و دکتری بود. شرکتکنندگان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در ابتدا ۳۴۶ دانشجو پرسشنامهها را تکمیل کردند که پس از حذف دادههای مفقود و پرت، نمونه نهایی تحلیل شامل ۲۵۹ نفر بود. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس افکار خودکشی بک، مقیاس تنهایی راسل، پرسشنامه عزتنفس کوپر-اسمیت و مقیاس رضایت از زندگی داینر بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که افکار خودکشی با احساس تنهایی رابطه مثبت و معنادار و با عزتنفس و رضایت از زندگی رابطه منفی و معنادار دارد (۰/۰۰۱>p). همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که احساس تنهایی، عزتنفس خانوادگی و رضایت از زندگی بهطور معنادار افکار خودکشی را پیشبینی میکنند و در مجموع ۲۷ درصد از واریانس افکار خودکشی را تبیین میکنند. احساس تنهایی قویترین پیشبین افکار خودکشی بود.نتیجه گیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که احساس تنهایی، احساس ارزشمندی در چارچوب خانواده و رضایت از زندگی از عوامل مهم مرتبط با افکار خودکشی در دانشجویان هستند. بنابراین، توجه به تقویت روابط اجتماعی، حمایت خانوادگی و ارتقای رضایت از زندگی میتواند در طراحی برنامههای پیشگیرانه و مداخلات روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
روانشناسی
صبا عابدی؛ محمد شمسیان
چکیده
زمینه و هدف:رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی از مسائل مهم سلامت روان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی با رفتارهای پرخطر و تعیین توان پیشبینیکنندگی همزمان این متغیرها در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کمی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود ...
بیشتر
زمینه و هدف:رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی از مسائل مهم سلامت روان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی با رفتارهای پرخطر و تعیین توان پیشبینیکنندگی همزمان این متغیرها در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کمی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود که در سال ۱۴۰۵ در ناحیه دو شهر کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۱۲۰ دانشآموز دختر دوره متوسطه دوم بود که ۲۸۶ نفر با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (یانگ، ۱۹۹۸)، مقیاس دلزدگی تحصیلی برسو، سالانووا و شوفلی (۲۰۰۷)، مقیاس احساس تنهایی یوسیالای نسخه سوم (راسل، ۱۹۹۶) و پرسشنامه رفتارهای پرخطر شجاعیباغینی (۱۳۸۷) استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه همزمان تحلیل شدند.یافتهها: بین وابستگی به اینترنت و رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (r=۰/۴۶، P<۰/۰۰۱). همچنین بین دلزدگی تحصیلی و رفتارهای پرخطر (r=۰/۴۱، P<۰/۰۰۱) و بین احساس تنهایی و رفتارهای پرخطر (r=۰/۵۴، P<۰/۰۰۱) رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. در رگرسیون همزمان، وابستگی به اینترنت (β=۰/۳۱، P<۰/۰۰۱)، دلزدگی تحصیلی (β=۰/۲۹، P<۰/۰۰۱) و احساس تنهایی (β=۰/۳۴، P<۰/۰۰۱) توانستند رفتارهای پرخطر را بهطور معناداری پیشبینی کنند. مقدار R=۰/۵۹، R²=۰/۳۴ و F=۲۴/۸۳ (P<۰/۰۰۱) نشان داد که این سه متغیر در مجموع ۳۴ درصد از واریانس رفتارهای پرخطر را تبیین میکنند.نتیجهگیری: یافتهها بر ضرورت توجه همزمان به وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی در برنامههای پیشگیری از رفتارهای پرخطر تأکید دارند. غربالگری دانشآموزان و مداخلات مدرسهمحور با تمرکز بر مدیریت استفاده از اینترنت، کاهش فشار و فرسودگی تحصیلی، تقویت روابط با همسالان و افزایش حمایت اجتماعی میتواند مورد توجه مشاوران مدارس و متخصصان حوزه نوجوانان قرار گیرد.
روانشناسی
نگین شاه حسینی؛ رسول حشمتی
چکیده
زمینه و هدف: امروزه اعتیاد به اینترنت یکی از مهمترین مسائل در زیست دیجیتال نسل جدید میباشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیستهی دانشآموزان تیزهوش مقطع متوسطهی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شده است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از میان دانشآموزان پسر دارای ...
بیشتر
زمینه و هدف: امروزه اعتیاد به اینترنت یکی از مهمترین مسائل در زیست دیجیتال نسل جدید میباشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیستهی دانشآموزان تیزهوش مقطع متوسطهی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شده است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از میان دانشآموزان پسر دارای اعتیاد به اینترنت در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر تبریز انجام گرفت. برای رسیدن به اشباع نظری، با ۱۱ نفر از آنان مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته صورت گرفت. شناسایی افراد دارای اعتیاد به اینترنت با استفاده از پرسشنامهی یانگ انجام شد. همچنین دادهها با روش تحلیل مضمون از نوع کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتهها منجر به استخراج ۵ مضمون اصلی و ۱۸ مضمون فرعی شدند. مضامین اصلی شامل: گریز از محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و امکانات رفاهی، شکاف نسلی و تنشهای درون خانوادگی، تأثیرات روانی، وابستگی و تجربهی افت تحصیلی بودند. از مهمترین مضامین فرعی میتوان به تقابل میان هویت سنتی نوجوان در خانه و هویت دیجیتال، ناتوانی والدین در درک دنیای دیجیتال، تجربهی زندگی مدرن، خودکارآمدی تحصیلی پایین، ناتوانی در تمرکز و احساس رهاشدگی عاطفی در غیاب فضای دیجیتال اشاره کرد.نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اعتیاد به اینترنت در دانشآموزان بیشتر واکنشی به فشارهای فرهنگی، نبود امکانات تفریحی، ضعف در ارتباطات خانوادگی و ناتوانی در مدیریت احساسات است. بنابراین، طراحی مداخلات آموزشی و مشاورهای در مدارس، تقویت سواد دیجیتال در خانوادهها و فراهم کردن فضاهای جایگزین برای تخلیه هیجانی نوجوانان میتواند نقش مؤثری در پیشگیری و کاهش وابستگی به فضای مجازی ایفا کند.
روانشناسی
محمد رضا خدابخش
چکیده
زمینه و هدف: شیوع افسردگی در بین دانش آموزان مدارس تأثیر منفی شدیدی بر سلامت جسمی و روانی فردی، پیشرفت تحصیلی و ارتباطات بین فردی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان در رابطه بین آگاهی هیجانی با افسردگی در دانشآموزان انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دوره ...
بیشتر
زمینه و هدف: شیوع افسردگی در بین دانش آموزان مدارس تأثیر منفی شدیدی بر سلامت جسمی و روانی فردی، پیشرفت تحصیلی و ارتباطات بین فردی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان در رابطه بین آگاهی هیجانی با افسردگی در دانشآموزان انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهرستان میانجلگه بود که با استفاده از روش نمونهگیری نسبتی، تعداد ۳۶۰ نفر از دانشآموزان بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامههای افسردگی ایرون تی بک (1971)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2006) و آگاهی هیجانی ریفی و همکاران (2007) استفاده شد. دادههای گردآوریشده با بهرهگیری از نرمافزارهای SPSS نسخه 22 در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش توصیفی، شاخصهای آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد محاسبه شد و در بخش استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد آگاهی هیجانی تاثیر مستقیم و معناداری برتنظیم هیجان دارد. همچنین تنظیم هیجان اثر منفی معناداری بر افسردگی دانشآموزان دارد، لذا بهبود تنظیم هیجان باعث کاهش میزان افسردگی دانشآموزان خواهد شد.نتیجه گیری: به نظر می رسد آگاهی هیجانی از طریق بهبود راهبردهای تنظیم هیجان، میتوانند به کاهش سطوح افسردگی در دانشآموزان منجر شوند. توصیه میشود برنامههای آموزشی برای تقویت آگاهی هیجانی و تنظیم هیجان در مدارس اجرا شود. همچنین آگاهیبخشی به معلمان و والدین درباره نشانههای افسردگی و اهمیت حمایت هیجانی میتواند به پیشگیری و مداخله مؤثر کمک کند.
روانشناسی
سپیده بشیرگنبدی؛ کیهان رحمانی؛ ثنا نادری
چکیده
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روانشناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدلیابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی ...
بیشتر
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روانشناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدلیابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعهی آماری شامل کلیهی دانشجویان دانشگاه ملایر در سال تحصیلی 1404-1405 بود که نمونه مورد پژوهش به تعداد 250 نفر و به شیوه در دسترس از بین آنها انتخاب شده و به ابزار پژوهش شامل پرسشنامه گرایش به مصرف الکل شیخ (1393)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) پاسخ دادند. دادههای گردآوریشده در نرمافزار SPSS نسخه 26 وارد شدند. همچنین برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی اثر مستقیم مصرف الکل بر اعتیاد به فضای مجازی و نیز اثر غیرمستقیم آن از طریق تنظیم هیجان، از تحلیل مسیر در نرمافزار AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد دشواری در تنظیم هیجان (0/28=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت؛ اعتیاد به فضای مجازی والدین (0/34=β) اثر مستقیم و معنادار بر دشواری در تنظیم هیجان داشت. اعتیاد به فضای مجازی (0/30-=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت همچنین نتایج نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین گرایش به الکل و اعتیاد به فضای مجازی (0/098=β) نقش میانجی داشت (0/05>p).
نتیجه گیری: این نتایج از چارچوبهای فراتشخیصی در آسیبشناسی اعتیاد حمایت میکند که بر نقش فرایندهای هیجانی بهعنوان حلقه واسط میان آسیبپذیریهای فردی و بروز رفتارهای اعتیادی تأکید دارند. بنابراین، مداخلات پیشگیرانه و درمانی متمرکز بر بهبود مهارتهای تنظیم هیجان میتوانند در کاهش همزمان گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی مؤثر باشند.
روانشناسی
مهدی شفیع؛ دنیا نیسی؛ محمد حسن آسایش
چکیده
زمینه و هدف: بحرانهای اقتصادی و نااطمینانی ناشی از آن از عوامل مؤثر بر شکلگیری افکار خودکشی در نوجوانان به شمار میآیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی ادراک دانشآموزان نوجوان شهر اهواز از نااطمینانی اقتصادی و ارتباط آن با گرایش به افکار خودکشی انجام شد.روش: این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناختی در سال 1403 اجرا شد. جامعه پژوهش شامل ...
بیشتر
زمینه و هدف: بحرانهای اقتصادی و نااطمینانی ناشی از آن از عوامل مؤثر بر شکلگیری افکار خودکشی در نوجوانان به شمار میآیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی ادراک دانشآموزان نوجوان شهر اهواز از نااطمینانی اقتصادی و ارتباط آن با گرایش به افکار خودکشی انجام شد.روش: این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناختی در سال 1403 اجرا شد. جامعه پژوهش شامل تمامی نوجوانان شهر اهواز بود. نمونهای شامل 14 نوجوان 13 تا 16 ساله که دارای افکار خودکشی بودند یا تجربه اقدام به خودکشی داشتند و خانواده آنان با بیکاری و مشکلات مالی مواجه بودند، از طریق نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب شد. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد.یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج هشت مقوله اصلی بازتابدهنده ادراک چندوجهی نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی و پیامدهای روانی آن شد. این مقولات شامل: (1) گرایش به افکار خودآسیبرسان، (2) افکار خودکشی، (3) ناامیدی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی خانواده، (4) احساس تنهایی، بیارزشی و کاهش عزتنفس، (5) احساس ناکارآمدی اقتصادی و ناتوانی در مشارکت در تأمین نیازهای خانواده، (6) تعارضات والدین ناشی از فشارهای مالی، (7) کمبود حمایت عاطفی والدین در دورههای دشوار اقتصادی و (8) نقش فرهنگ مدرسه و جامعه در تشدید احساس طردشدگی و حاشیهنشینی اقتصادی بود. یافتهها نشان میدهد نااطمینانی اقتصادی علاوه بر فشارهای مادی، موجب افزایش فشارهای روانی و اجتماعی و بروز افکار آسیبزننده در نوجوانان میشود.نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادراک نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی خانواده با افزایش افکار آسیبرسان و تمایل به خودکشی ارتباط دارد. بنابراین، تدوین مداخلات پیشگیرانه در سطح خانواده، مدرسه و جامعه—از جمله تقویت حمایتهای روانیاجتماعی، ارتقای سواد اقتصادی و کاهش تنشهای مالی در خانواده—برای بهبود سلامت روان و تابآوری نوجوانان ضرورت دارد.
روانشناسی
جمال سوره؛ فاطمه غلامحسین زاده؛ نبی عبدی پور
چکیده
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاهمدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای تابآوری روانشناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود.روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعۀ آماری مطالعه ...
بیشتر
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاهمدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای تابآوری روانشناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود.روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعۀ آماری مطالعه حاضر تمامی دانشآموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطۀ دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعۀ آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تابآوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسشنامۀ رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسشنامۀ ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیشبینی غیرمستقیم قابلتوجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تابآوری روانشناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت.نتیجهگیری: براساس یافته های پژوهش میتوان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تابآوری روانشناختی میتوانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
روانشناسی
وحیده شهمرادزاده؛ کاظم نعمت الله زاده ماهانی
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی و سازگاری زناشویی در زنان مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر بم انجام شده است.روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ زنان متاهلی بود که بهدلیل مشکلات روانشناختی به مراکز ...
بیشتر
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی و سازگاری زناشویی در زنان مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر بم انجام شده است.روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ زنان متاهلی بود که بهدلیل مشکلات روانشناختی به مراکز مشاوره شهر بم در مرداد ماه تا مهر ماه سال 1403 مراجعه کرده بودند. 40 نفر بهعنوان نمونۀ پژوهش انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامۀ احساس تنهایی راسل و همکاران (UCLA) (1980) و مقیاس سازگاری دو عضوی گراهام اسپانیر (DAS) (1976) بوده است. گروه آزمایش تحت 10 جلسه ۹۰ دقیقهای درمان پذیرش و تعهد قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرمافزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون دو گروه آزمایش و گواه در متغیرهای احساس تنهایی (0/01 ≥P) و سازگاری زناشویی (0/01 ≥P) تفاوت معنی داری وجود دارد که نشاندهندۀ تأثیر درمان پذیرش و تعهد است (0/01 ≥P).نتیجهگیری: بر اساس یافته های پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که این نوع درمان بهعنوان درمان روانشناختی در جهت توانمندسازی روانشناختی و افزایش سازگاری زناشویی و کاهش احساس تنهایی زنان مراجعهکننده به کلینیک ها و مراکز روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
روانشناسی
دنیا نیسی؛ مهدی شفیع؛ محمد حسن آسایش
چکیده
زمینه و هدف: اختلال سوگ طولانیمدت به عنوان اختلالی جدید در آخرین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی مطرح شده است که با علائم اصلی اشتیاق و نشخوار ذهنی شدید به فرد فوت شده و درد عاطفی، اختلال در عملکرد روزانه مشخص میشود. تحقیقات نشان داده است که افسردگی یکی از قویترین پیشبینیکنندههای بالینی سوگ است. حس انسجام ...
بیشتر
زمینه و هدف: اختلال سوگ طولانیمدت به عنوان اختلالی جدید در آخرین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی مطرح شده است که با علائم اصلی اشتیاق و نشخوار ذهنی شدید به فرد فوت شده و درد عاطفی، اختلال در عملکرد روزانه مشخص میشود. تحقیقات نشان داده است که افسردگی یکی از قویترین پیشبینیکنندههای بالینی سوگ است. حس انسجام یکی از عواملی است که در مدیریت و تجربه سوگ میتواند نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه حس انسجام و افسردگی و سوگ طولانیمدت در دانشجویان پرداخته است.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. ۱۱۳ نفر از دانشجویان استان زنجان در سال ۱۴۰۰ به روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب و پرسشنامههای حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، سوگ بارت و اسکات (۱۹۹۸) و افسردگی بک (۱۹۹۶) را پاسخ دادند. دادهها در نرمافزار SPSS نسخهی 22، با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد افسردگی (0/75-=p<0/001،r) با سوگ طولانیمدت رابطه مثبت معنیدار و حس انسجام نیز با سوگ طولانیمدت رابطه منفی معنی دار (0/55-=p<0/001،r) دارند. بین حس انسجام و افسردگی رابطه منفی معنیدار (0/27-=p<0/001،r) وجود دارد.نتیجهگیری: نتایج نشان داد ۸۳ درصد از واریانس اختلال سوگ طولانیمدت را متغیرهای اختلال افسردگی و حس انسجام با هم به طور مشترک تبیین میکنند. به نظر میرسد میزان حس انسجام نقش مؤثری بر سپری کردن دوره سوگواری و پیشگیری یا ابتلا به اختلال سوگ طولانیمدت دارد، بدین ترتیب ضعف در حس انسجام با افزایش احتمال ابتلا به اختلال سوگ طولانیمدت همراه است
روانشناسی
جواد کاظمی؛ ملیحه خبازی؛ عابد مجیدی
چکیده
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روانشناختی افراد مبتلا به اعتیاد میتواند تعیینکننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیشبینیکنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجیگری تابآوری انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 میباشند. ...
بیشتر
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روانشناختی افراد مبتلا به اعتیاد میتواند تعیینکننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیشبینیکنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجیگری تابآوری انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 میباشند. نمونۀ این پژوهش شامل 150 نفر دانشجوی دختر و پسر است که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند و پرسشنامههای اصلاح و بهروز شدۀ دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، 2006)، گرایش به مواد (وید و بوچر، 1992) و پرسشنامۀ تابآوری (کانر و دیویدسون، 2003) را تکمیل کردهاند. دادههای جمعآوری شده از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون از طریق نرمافزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل شده است.یافتهها: یافتهها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با تابآوری رابطه مثبت و معناداری (0/22 = r، نزدیک به 0/001> P) برقرار است و بین دلبستگی به خدا با گرایش به مواد (0/24- = r، نزدیک به 0/001> P) و همچنین بین تابآوری و گرایش به مواد (0/41- = r، نزدیک به 0/001> P) رابطه منفی و معناداری برقرار است. علاوهبراین، متغیر تابآوری با (0/31-=P<0/001، ß) و متغیر دلبستگی به خدا نزدیک به (0/16-=P<0/005، ß) پیشبینیکنندههای معناداری برای گرایش به مواد هستند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر نقش میانجی تابآوری را در بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا و گرایش به مواد مورد تأیید قرار میدهد؛ طبق یافتهها پیشنهاد میشود آموزشهای دینی و مذهبی در راستای افزایش تابآوری برای دانشجویان در نظر گرفته شود تا در برخورد با مشکلات زندگی بتوانند از رفتارهای نادرستی از جمله گرایش به سوء مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند.
روانشناسی
هاشم زرافشان؛ محمدتقی عبداللهی؛ ابوالفضل رشیدی احمدآبادی؛ فیروزه ساجدی؛ معصومه پورمحمدرضای تجریشی
چکیده
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارتهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالشهای قابلتوجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته میشود. بازیدرمانی بهعنوان یک روش مداخلهای، با هدف بهبود مهارتهای اجتماعی و ارتقای توجه ...
بیشتر
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارتهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالشهای قابلتوجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته میشود. بازیدرمانی بهعنوان یک روش مداخلهای، با هدف بهبود مهارتهای اجتماعی و ارتقای توجه اشتراکی طراحی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازیدرمانی بر توجه اشتراکی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است.روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی از نوع کیفی و با استفاده از طرح تکآزمودنی A-B بهصورت پیشآزمون ـ پسآزمون انجام شد. به منظور اجرای مداخله، چهار کودک 3 تا 4 ساله (سه پسر و یک دختر) به شیوه تصادفی انتخاب شدند. پیش از آغاز مداخله، ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس روابط اجتماعی نخستین که توسط ماندی و همکاران(2013) توسعه یافته است، دو مرتبه برای هر کودک انجام شد. مداخله شامل آموزشهای انفرادی بازیدرمانی در طی 10 جلسه و به مدت پنج هفته (دو بار در هفته؛ هر جلسه 60 دقیقه) ارائه گردید. ارزیابیهای تکمیلی پس از جلسات دوم، پنجم، هشتم و دهم جمعآوری شد و دادهها با استفاده از اندازه اثر D کوهن مورد تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مداخله بازیدرمانی تأثیر معناداری بر بهبود مؤلفههای توجه اشتراکی در کودکان با اختلال طیف اتیسم داشته است. بهطور مشخص، نتایج حاکی از افزایش معنادار در آغازگری توجه اشتراکی و پاسخدهی به توجه اشتراکی در کودکان شرکتکننده پس از دوره مداخله بود(P< 0/05).نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت که بازی درمانی به عنوان یک رویکرد اثربخش در توجه اشتراکی است. بنابراین، میتوان از بازی درمانی بهعنوان یک مداخله درمانی برای افزایش توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم استفاده نمود.