نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مشاوره، دانشکده مشاوره، دانشگاه علوم ثوانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران

2 گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبلی، اردبیل، ایران

3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اردبیل، اردبیل، ایران.

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی بر ناگویی هیجانی و تحمل پریشانی مادران دارای کودک کم‌توان ذهنی انجام شد.
روش‌ها: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند کم‌توان ذهنی در شهر اردبیل در سال 1404 بود که فرزندان آنان در مراکز توان‌بخشی، کلینیک‌های روان‌شناسی و مؤسسات غیردولتی ویژه کودکان با نیازهای ویژه تحت آموزش یا مراقبت بودند که از میان آنان 51 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی (17 نفر) مبتنی بر پذیرش و تعهد (17 نفر) و گروه کنترل (17 نفر) جایگزین شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی باگبی و همکاران (1994) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره، تحلیل کوواریانس تک‌متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که هر دو مداخله درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی و پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی (86/19=F؛ 001/0>P) و افزایش معنادار تحمل پریشانی (01/23=F؛ 001/0>P) مادران شدند. همچنین نتایج مقایسه‌های زوجی نشان داد درمان مبتنی بر ذهنی‌سازی در مقایسه با درمان پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری در کاهش ناگویی هیجانی (011/0=P) و افزایش تحمل پریشانی (018/0=P) داشته است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد هر دو درمان ACT و MBT می‌توانند در بهبود شاخص‌های هیجانی مادران دارای کودک با کم‌توانی ذهنی مؤثر باشند. با توجه به یافته‌های این پژوهش، استفاده از این مداخلات، به‌ویژه در قالب برنامه‌های روان‌شناختی خانواده‌محور در مراکز توان‌بخشی و خدمات مشاوره‌ای، می‌تواند مورد توجه متخصصان سلامت روان قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات