مقاله پژوهشی
توانبخشی
پیمان قلندری؛ محمد رستمی؛ مهشید فروغان
چکیده
زمینه و هدف: افزایش سن بهواسطه تغییرات زیستی روانی اجتماعی مرتبط با پیری و بهویژه تفاسیر سالمندان از این تغییرات میتواند به مثابه تهدیدی برای فرد تلقی شده و سبب غلتیدن او به دامن افکار خودکشی باشد. شناسایی عوامل تسهیلگر و بازدارنده پدیدآیی افکار خودکشی بر اساس ادراک سالمندان میتواند تصویر روشنتری از تجارب سالمندان دارای ...
بیشتر
زمینه و هدف: افزایش سن بهواسطه تغییرات زیستی روانی اجتماعی مرتبط با پیری و بهویژه تفاسیر سالمندان از این تغییرات میتواند به مثابه تهدیدی برای فرد تلقی شده و سبب غلتیدن او به دامن افکار خودکشی باشد. شناسایی عوامل تسهیلگر و بازدارنده پدیدآیی افکار خودکشی بر اساس ادراک سالمندان میتواند تصویر روشنتری از تجارب سالمندان دارای افکار خودکشی فراهم کرده و بدین ترتیب در تدوین و طراحی برنامههای مؤثرتر پیشگیری از خودکشی کمککننده باشد.روش: بر اساس یک مطالعه کیفی نظریه زمینهای، تجربیات زیسته 13 سالمند ساکن جامعه و آسایشگاه که 60 سال و بالاتر عمر داشتند از طریق مصاحبه عمیق جمعآوری و بازنویسی گردید و با رویکرد استرواس و کوربین 2008 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روشهای مقایسه مدام، مرور مدام متن مصاحبهها، یادداشتهای در عرصه، یادآور نویسی و تأیید مطالب توسط شرکتکنندگان و متخصصان استفاده شد.یافتهها: سالمندان در طول تجربه فرایند پدیدآیی افکار خودکشی خود، با دو دسته عوامل تسهیلگر و بازدارنده روبهرو بودند. یافتهها نشانگر 3 طبقه اصلی ویژگیهای فردی روانرنجورخویی، سبکهای شناختی ناسازگار، پتانسیلهای حفاظتی بود که در قالب 15 مضمون نشان داده شد.نتیجهگیری: عوامل تسهیلگر و بازدارنده بنا به ماهیت خود میتوانند با ایجاد سهولت و ممانعت در فرایند پدیدآیی افکار خودکشی سالمندان بر چگونگی تجربه آنان مؤثر باشند. بر اساس یافتههای مطالعه حاضر با تقویت عوامل بازدارنده از طریق تأکید بیش از پیش بر توانمندیهای فردی، تعامل و ارتباط با اطرافیان و ظرفیتهای معنوی سالمندان میتوان در کاهش افکار خودکشی سالمندان و چه بسا حذف این افکار گامهای مؤثری برداشت.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
جواد کاظمی؛ ملیحه خبازی؛ عابد مجیدی
چکیده
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روانشناختی افراد مبتلا به اعتیاد میتواند تعیینکننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیشبینیکنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجیگری تابآوری انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 میباشند. ...
بیشتر
زمینه و هدف: نقش مسائل معنوی در زمینه مسائل روانشناختی افراد مبتلا به اعتیاد میتواند تعیینکننده باشد. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش پیشبینیکنندگی دلبستگی به خدا بر گرایش به مواد با میانجیگری تابآوری انجام شده است.روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ پژوهش، دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 میباشند. نمونۀ این پژوهش شامل 150 نفر دانشجوی دختر و پسر است که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدهاند و پرسشنامههای اصلاح و بهروز شدۀ دلبستگی به خدا (بک و مک دونالد، 2006)، گرایش به مواد (وید و بوچر، 1992) و پرسشنامۀ تابآوری (کانر و دیویدسون، 2003) را تکمیل کردهاند. دادههای جمعآوری شده از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون از طریق نرمافزار SPSS-21 تجزیه و تحلیل شده است.یافتهها: یافتهها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با تابآوری رابطه مثبت و معناداری (0/22 = r، نزدیک به 0/001> P) برقرار است و بین دلبستگی به خدا با گرایش به مواد (0/24- = r، نزدیک به 0/001> P) و همچنین بین تابآوری و گرایش به مواد (0/41- = r، نزدیک به 0/001> P) رابطه منفی و معناداری برقرار است. علاوهبراین، متغیر تابآوری با (0/31-=P<0/001، ß) و متغیر دلبستگی به خدا نزدیک به (0/16-=P<0/005، ß) پیشبینیکنندههای معناداری برای گرایش به مواد هستند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر نقش میانجی تابآوری را در بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا و گرایش به مواد مورد تأیید قرار میدهد؛ طبق یافتهها پیشنهاد میشود آموزشهای دینی و مذهبی در راستای افزایش تابآوری برای دانشجویان در نظر گرفته شود تا در برخورد با مشکلات زندگی بتوانند از رفتارهای نادرستی از جمله گرایش به سوء مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند.
مقاله پژوهشی
توانبخشی روانشناختی
مریم ضابط؛ فرشاد زارعی؛ وحید سرمدی سلطان؛ سعادت طاهری؛ نسرین مرادی کماسی
چکیده
زمینه و هدف: سلامت روان مادران دانشآموزان با نیازهای ویژه بهعنوان موضوعی مهم در روانشناسی و آموزش ویژه مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و فردی بر ارزشمندی زندگی و انعطافپذیری روانشناختی مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه بود؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر ...
بیشتر
زمینه و هدف: سلامت روان مادران دانشآموزان با نیازهای ویژه بهعنوان موضوعی مهم در روانشناسی و آموزش ویژه مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و فردی بر ارزشمندی زندگی و انعطافپذیری روانشناختی مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه بود؛ بنابراین هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و فردی بر افزایش ارزشمندی زندگی و انعطافپذیری روانشناختی مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه در سال 1403-1402 بود.روش: این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نیازهای ویژه در شهر کرمانشاه بود. 45 نفر بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه (گروهدرمانی، فردی و گواه) قرار گرفتند. مداخلات شامل 8 جلسه 75 دقیقهای هفتگی بود. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه ارزشمندی زندگی (2003) و پرسشنامه انعطافپذیری روانشناختی دنیس و وندروال (2010) بود. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس آمیخته در SPSS نسخه 26 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و فردی در بهبود ارزشمندی زندگی و انعطافپذیری روانشناختی مؤثر است (0/001>P). بااینحال، درمان گروهی تأثیر بیشتری بر ارزشمندی زندگی داشت، اما در انعطافپذیری روانشناختی تفاوت معناداری بین دو شیوه مشاهده نشد.نتیجهگیری: هر دو شیوه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به بهبود ارزشمندی زندگی و انعطافپذیری روانشناختی مادران کمک میکند. بااینحال، تأثیر بیشتر درمان گروهی بر ارزشمندی زندگی ممکن است ناشی از حمایت اجتماعی و تعاملات گروهی باشد.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
هاشم زرافشان؛ محمدتقی عبداللهی؛ ابوالفضل رشیدی احمدآبادی؛ فیروزه ساجدی؛ معصومه پورمحمدرضای تجریشی
چکیده
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارتهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالشهای قابلتوجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته میشود. بازیدرمانی بهعنوان یک روش مداخلهای، با هدف بهبود مهارتهای اجتماعی و ارتقای توجه ...
بیشتر
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارتهای ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالشهای قابلتوجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که بهعنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته میشود. بازیدرمانی بهعنوان یک روش مداخلهای، با هدف بهبود مهارتهای اجتماعی و ارتقای توجه اشتراکی طراحی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازیدرمانی بر توجه اشتراکی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است.روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی از نوع کیفی و با استفاده از طرح تکآزمودنی A-B بهصورت پیشآزمون ـ پسآزمون انجام شد. به منظور اجرای مداخله، چهار کودک 3 تا 4 ساله (سه پسر و یک دختر) به شیوه تصادفی انتخاب شدند. پیش از آغاز مداخله، ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس روابط اجتماعی نخستین که توسط ماندی و همکاران(2013) توسعه یافته است، دو مرتبه برای هر کودک انجام شد. مداخله شامل آموزشهای انفرادی بازیدرمانی در طی 10 جلسه و به مدت پنج هفته (دو بار در هفته؛ هر جلسه 60 دقیقه) ارائه گردید. ارزیابیهای تکمیلی پس از جلسات دوم، پنجم، هشتم و دهم جمعآوری شد و دادهها با استفاده از اندازه اثر D کوهن مورد تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که مداخله بازیدرمانی تأثیر معناداری بر بهبود مؤلفههای توجه اشتراکی در کودکان با اختلال طیف اتیسم داشته است. بهطور مشخص، نتایج حاکی از افزایش معنادار در آغازگری توجه اشتراکی و پاسخدهی به توجه اشتراکی در کودکان شرکتکننده پس از دوره مداخله بود(P< 0/05).نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت که بازی درمانی به عنوان یک رویکرد اثربخش در توجه اشتراکی است. بنابراین، میتوان از بازی درمانی بهعنوان یک مداخله درمانی برای افزایش توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم استفاده نمود.
مقاله پژوهشی
توانبخشی روانشناختی
مهدی شریفی؛ شفیق مهربان؛ نسیبه زنجری؛ یداله ابوالفتحی ممتاز
چکیده
زمینه و هدف: با وجود اینکه خدمات روانشناختی به ویژه رواندرمانی یک روش مهم و کارآمد برای کمک به افراد سالمند دارای مشکلات سلامت روان محسوب میشود؛ اما استفاده از رواندرمانی در افراد سالمند بهطور قابل توجهی پایین است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط انگ و افسردگی با تمایل به دریافت خدمات روانشناختی در سالمندان است.روش: ...
بیشتر
زمینه و هدف: با وجود اینکه خدمات روانشناختی به ویژه رواندرمانی یک روش مهم و کارآمد برای کمک به افراد سالمند دارای مشکلات سلامت روان محسوب میشود؛ اما استفاده از رواندرمانی در افراد سالمند بهطور قابل توجهی پایین است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط انگ و افسردگی با تمایل به دریافت خدمات روانشناختی در سالمندان است.روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعۀ آماری آن سالمندان زن و مرد 60 سال و بالاتر شهر تهران در سال 1398 بود. تعداد 200 سالمند از سالمندان مقیم جامعه به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. از پرسشنامههای افسردگی سالمندان، مقیاس انگ برای دریافت کمکهای روانشناختی و مقیاس نگرش نسبت به دریافت خدمات روانشناختی حرفهای-فرم کوتاه برای جمعآوری دادهها استفاده شد. دادههای پژوهش به وسیله نرمافزار SPSS نسخه 24 با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: در زمینه دریافت خدمات مشاوره، تحلیل دادهها نشان داد که 88 درصد سالمندان به مشاور مراجعه نکردهاند. این درحالی است که نیمی از سالمندان نگرش خوب و خیلی خوبی را نسبت به خدمات مشاورهای داشتهاند. نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه نیز نشان داد که رابطه منفی معناداری بین افسردگی و تمایل به دریافت خدمات روانشناختی وجود دارد. حتی این رابطه علیرغم حضور متغیرهای جمعیت شناختی (مدل دوم) همچنان معنیدار میباشد (0/001>P). رابطه با متغیر انگ نیز طبق یافته های بهدست آمده، ارتباط منفی معناداری بین انگ و تمایل به دریافت خدمات روانشناختی در هر دو مدل با و بدون کنترل متغیرهای جمعیت شناختی وجود داشت (0/001>P).نتیجه گیری: بسیار ضروری به نظر میرسد که روانشناسان، مشاوران و متخصصان حوزه سالمندی گامی مؤثر در جهت تشویق سالمندان به ویژه سالمندان افسرده برای استفاده از خدمات روانشناختی به عنوان روشی کارآمد و مفید در بهبود وضعیت سلامت روان این افراد بردارند.
مقاله پژوهشی
مشاوره توانبخشی
مریم بهمنی؛ فرامرز سهرابی؛ بهمن بهمنی
چکیده
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، به علت شرایط و نیازهای مراقبتی خاص کودک، با استرسهای زیادی در زندگی روزمره مواجه هستند که ممکن است ادراک آنها از فرزندپروری، معناهای زندگی و پیشبینیشان از آینده را تغییر داده و زمینه را برای بروز آزردگیهای روانی، از جمله نشانگان افت روحیه آماده کند. این امر میتواند ...
بیشتر
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، به علت شرایط و نیازهای مراقبتی خاص کودک، با استرسهای زیادی در زندگی روزمره مواجه هستند که ممکن است ادراک آنها از فرزندپروری، معناهای زندگی و پیشبینیشان از آینده را تغییر داده و زمینه را برای بروز آزردگیهای روانی، از جمله نشانگان افت روحیه آماده کند. این امر میتواند بهنوبه خود باعث افزایش احتمال درگیرشدن آنها در یک چرخۀ مزمن، منفی شود که متعاقباً رفتارهای ناسازگار کودک را تشدید و بر دشواریهای فرزندپروری بیفزاید. این مطالعه با هدف پاسخ به این سؤال که آیا رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قابل پیشبینی است، انجام شد.روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر پایه یک طرح همبستگی بوده است. با مراجعه حضوری به مدارس کودکان استثنائی و مؤسسات توانبخشی مستقر در چهار جهت جغرافیایی شهر تهران و جلب همکاری مدیران و مادران، 130 نمونه از بین مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در رده سنی 6 تا 12 سال ساکن شهر تهران که شدت و سطح اختلال فرزندشان بر اساس مقیاس گارز-3 منطبق با معیارهای شمول بود، به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جمعآوری دادهها در زمستان 1401 انجام پذیرفت. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامۀ «رفتارهای فرزندپروری - نسخه اختلال طیف اوتیسم»، آزمون «گارز-3» و پرسشنامۀ «نشانگان افت روحیه». دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-22 برای محاسبه رگرسیون خطی بین متغیرهای پیشبینی و ملاک پردازش شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که نشانگان افت روحیه میتواند به ترتیب 6 درصد، 8 درصد، 13/6 درصد و 4/5 درصد از تغییرات در مؤلفههای فرزندپروری مثبت، انضباط، قوانین و تحریک رشد را پیشبینی کندنتیجه گیری: مادرانی که شدت نشانگان افت روحیه بیشتری را گزارش کرده بودند، رفتارهای انضباطی بیشتری از خود نشان داده، اما در مؤلفههای فرزندپروری مثبت، قوانین و تحریک رشد، نمرات کمتری به دست آوردند.