مقاله پژوهشی
مشاوره توانبخشی
سید حسین موسوی؛ زهره پارسانیا
چکیده
زمینه و هدف: بلایا میتوانند پیامدهای روانی قابلتوجهی برای سالمندان ایجاد کنند، از جمله اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD). به دلیل شرایط جسمی، روانی و اجتماعی خاص، سالمندان بیش از سایر گروههای سنی در معرض این آسیبها قرار دارند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی مداخلات مشاورهای و روانیـاجتماعی، به ویژه مشاوره ...
بیشتر
زمینه و هدف: بلایا میتوانند پیامدهای روانی قابلتوجهی برای سالمندان ایجاد کنند، از جمله اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD). به دلیل شرایط جسمی، روانی و اجتماعی خاص، سالمندان بیش از سایر گروههای سنی در معرض این آسیبها قرار دارند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی مداخلات مشاورهای و روانیـاجتماعی، به ویژه مشاوره توانبخشی، در کاهش علائم روانشناختی سالمندان پس از بلایا است.روش: این پژوهش یک مرور دامنه از مطالعات بینالمللی در زمینه مداخلات روانیـاجتماعی برای سالمندان پس از بلایا است. جستجوی جامع در پایگاههای داده الکترونیکی از جمله Scopus و Web of Science و جستجوهای هدفمند در Google Scholar با استفاده از استراتژی جستجوی اولیه از سال 2000 تا 2025 انجام شد. دادهها از مطالعاتی گردآوری شدهاند که شامل رویکردهای متنوع مداخلهای، از جمله مشاوره حمایتی، رواندرمانی، حمایت اجتماعی و روشهای نوآورانه مانند «باغدرمانی» و درمان مبتنی بر پوششهای سنتی میباشند.یافتهها: نتایج نشان داد که اغلب مداخلات، بهویژه مشاوره توانبخشی و حمایت اجتماعی، در کاهش علائم PTSD، اضطراب و افسردگی مؤثر بودهاند. همچنین برخی رویکردهای نوآورانه در بهبود کیفیت زندگی سالمندان نیز نتایج مثبتی نشان دادند.نتیجهگیری: مداخلات مشاورهای و روانیـاجتماعی نقش کلیدی در ارتقای سلامت روان سالمندان پس از بلایا ایفا میکنند. با این حال، برای ارزیابی پایداری و اثربخشی بلندمدت این مداخلات، انجام کارآزماییهای بالینی با پیگیریهای طولانیمدت ضروری است. توجه ویژه به سالمندان به عنوان گروهی آسیبپذیر در سیاستهای آمادگی و پاسخ به بلایا و تدوین پروتکلهای استاندارد مشاوره توانبخشی برای این گروه، باید در اولویت برنامهریزیها قرار گیرد تا از شدت آسیبهای روانی ناشی از بلایا کاسته شود.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
مهدی شفیع؛ دنیا نیسی؛ محمد حسن آسایش
چکیده
زمینه و هدف: بحرانهای اقتصادی و نااطمینانی ناشی از آن از عوامل مؤثر بر شکلگیری افکار خودکشی در نوجوانان به شمار میآیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی ادراک دانشآموزان نوجوان شهر اهواز از نااطمینانی اقتصادی و ارتباط آن با گرایش به افکار خودکشی انجام شد.روش: این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناختی در سال 1403 اجرا شد. جامعه پژوهش شامل ...
بیشتر
زمینه و هدف: بحرانهای اقتصادی و نااطمینانی ناشی از آن از عوامل مؤثر بر شکلگیری افکار خودکشی در نوجوانان به شمار میآیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی ادراک دانشآموزان نوجوان شهر اهواز از نااطمینانی اقتصادی و ارتباط آن با گرایش به افکار خودکشی انجام شد.روش: این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناختی در سال 1403 اجرا شد. جامعه پژوهش شامل تمامی نوجوانان شهر اهواز بود. نمونهای شامل 14 نوجوان 13 تا 16 ساله که دارای افکار خودکشی بودند یا تجربه اقدام به خودکشی داشتند و خانواده آنان با بیکاری و مشکلات مالی مواجه بودند، از طریق نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب شد. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد.یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج هشت مقوله اصلی بازتابدهنده ادراک چندوجهی نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی و پیامدهای روانی آن شد. این مقولات شامل: (1) گرایش به افکار خودآسیبرسان، (2) افکار خودکشی، (3) ناامیدی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی خانواده، (4) احساس تنهایی، بیارزشی و کاهش عزتنفس، (5) احساس ناکارآمدی اقتصادی و ناتوانی در مشارکت در تأمین نیازهای خانواده، (6) تعارضات والدین ناشی از فشارهای مالی، (7) کمبود حمایت عاطفی والدین در دورههای دشوار اقتصادی و (8) نقش فرهنگ مدرسه و جامعه در تشدید احساس طردشدگی و حاشیهنشینی اقتصادی بود. یافتهها نشان میدهد نااطمینانی اقتصادی علاوه بر فشارهای مادی، موجب افزایش فشارهای روانی و اجتماعی و بروز افکار آسیبزننده در نوجوانان میشود.نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادراک نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی خانواده با افزایش افکار آسیبرسان و تمایل به خودکشی ارتباط دارد. بنابراین، تدوین مداخلات پیشگیرانه در سطح خانواده، مدرسه و جامعه—از جمله تقویت حمایتهای روانیاجتماعی، ارتقای سواد اقتصادی و کاهش تنشهای مالی در خانواده—برای بهبود سلامت روان و تابآوری نوجوانان ضرورت دارد.
مقاله پژوهشی
توانبخشی
ساغر عرفانی؛ بهشته طبرسی؛ محمد جوادی نژاد
چکیده
زمینه و هدف: بیماری مزمن انسدادی ریه از شایعترین بیماریهای دوران سالمندی است که با کاهش عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است. سالمندان مبتلا به این بیماری، بهدلیل مواجهه با مشکلات جسمی و روانی، نیازمند تقویت تابآوری و ارتقای مهارتهای خودمراقبتی هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامۀ توانمندسازی مبتنیبر خودمراقبتی ...
بیشتر
زمینه و هدف: بیماری مزمن انسدادی ریه از شایعترین بیماریهای دوران سالمندی است که با کاهش عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است. سالمندان مبتلا به این بیماری، بهدلیل مواجهه با مشکلات جسمی و روانی، نیازمند تقویت تابآوری و ارتقای مهارتهای خودمراقبتی هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامۀ توانمندسازی مبتنیبر خودمراقبتی بر تابآوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام شد.روش: این مطالعۀ تجربی بر روی ۶۰ سالمند مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی تهران انجام گرفت. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. برنامۀ توانمندسازی مبتنیبر خودمراقبتی برای گروه مداخله اجرا شد و دادهها با استفاده از پرسشنامۀ ویژگیهای دموگرافیک و مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، پیش و پس از مداخله گردآوری و با نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند.یافتهها: میانگین نمرۀ تابآوری در گروه مداخله پس از اجرای برنامه بهطور معناداری افزایش یافت (p>0/001)، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، پس از مداخله، تفاوت آماری معناداری در سطح تابآوری بین دو گروه وجود داشت.نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که برنامۀ توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی میتواند موجب افزایش تابآوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه شود. اجرای اینگونه برنامهها با ارتقای آگاهی، خودکارآمدی و احساس کنترل در بیماران، نقش مؤثری در بهبود سازگاری روانی و کیفیت زندگی آنان ایفا میکند.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
جمال سوره؛ فاطمه غلامحسین زاده؛ نبی عبدی پور
چکیده
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاهمدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای تابآوری روانشناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود.روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعۀ آماری مطالعه ...
بیشتر
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاهمدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای تابآوری روانشناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود.روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعۀ آماری مطالعه حاضر تمامی دانشآموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطۀ دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعۀ آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تابآوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسشنامۀ رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسشنامۀ ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیشبینی غیرمستقیم قابلتوجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تابآوری روانشناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت.نتیجهگیری: براساس یافته های پژوهش میتوان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تابآوری روانشناختی میتوانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
مقاله پژوهشی
توانبخشی
فاطمه خشامن؛ سروش حسنکی پور؛ جواد کاظمی؛ مجتبی عباسی اصل؛ علیرضا کریم پور وظیفه خورانی؛ سعید ولوی
چکیده
زمینه و هدف: ضایعه نخاعی از جمله معلولیت هایی است که افراد را با طیف وسیعی از مشکلات جسمی، حرکتی و روانی درگیر می کند. افسردگی، انزوای اجتماعی و اضطراب را شاید بتوان در زمره مهم ترین پیامدهای منفی این اختلال در نظرگرفت. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی بر کاهش اضطراب و افزایش سلامت عمومی ...
بیشتر
زمینه و هدف: ضایعه نخاعی از جمله معلولیت هایی است که افراد را با طیف وسیعی از مشکلات جسمی، حرکتی و روانی درگیر می کند. افسردگی، انزوای اجتماعی و اضطراب را شاید بتوان در زمره مهم ترین پیامدهای منفی این اختلال در نظرگرفت. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی بر کاهش اضطراب و افزایش سلامت عمومی در بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی می باشد.روش: مطالعه حاضر از نوع مطالعه آزمایشی میباشد که برروی 40 بیمار ضایعه نخاعی انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه فیزیوتراپی گروهی(n=20) و فیزیوتراپی انفرادی(n=20) تقسیم شدند و سپس برای یک گروه، فیزیوتراپی گروهی و برای گروه دیگر فیزیوتراپی انفرادی انجام شد. قبل و بعد از اجرای فیزیوتراپی، پیش آزمون و پس آزمون برای هردوگروه انجام شد. از پرسشنامه اضطراب زانگ و پرسشنامه سلامت عمومی به عنوان ابزار سنجش استفاده گردید و به منظور استخراج نتایج از روش تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد.یافته ها: مقایسه میانگین های دو گروه پس از اپایان مطالعه نشان داد که فیزیوتراپی گروهی برای کاهش اضطراب در بیماران ضایعه نخاعی در سطح (0/01>P) معنادار است. اما فیزیوتراپی انفرادی باعث افزایش اضطراب در این بیماران شده است. درحالیکه روش درمانی فیزیوتراپی انفرادی در افزایش سلامت عمومی بیماران ضایعه نخاعی موثرتر از روش درمانی فیزیوتراپی گروهی بوده است.نتیجه گیری: فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی باعث کاهش اضطراب بیماران شده اما فیزیو تراپی انفرادی در افزایش سلامت عمومی در مقایسه با فیزیوتراپی گروهی، موثرتر بوده است.
مقاله پژوهشی
مشاوره توانبخشی
فهیمه فداکار داورانی؛ حسین کاظمینژاد
چکیده
زمینه و هدف: هدایت تحصیلی دانشآموزان دارای کمتوانی جسمی–حرکتی، با وجود اهمیت چشمگیر آن، همواره با چالشهای متعددی برای مشاوران همراه بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی عمیق به بررسی این چالشها میپردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تبیین چالشهای پیشِ روی مشاوران در فرآیند هدایت تحصیلی دانشآموزان دارای کمتوانی جسمی–حرکتی ...
بیشتر
زمینه و هدف: هدایت تحصیلی دانشآموزان دارای کمتوانی جسمی–حرکتی، با وجود اهمیت چشمگیر آن، همواره با چالشهای متعددی برای مشاوران همراه بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی عمیق به بررسی این چالشها میپردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تبیین چالشهای پیشِ روی مشاوران در فرآیند هدایت تحصیلی دانشآموزان دارای کمتوانی جسمی–حرکتی بوده است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. افق زمانی تحقیق سالهای ۱۴۰۲–۱۴۰۳ و افق مکانی آن شهرهای تهران، کرج، هشتگرد، قزوین، ارومیه و گلستان را دربرمیگیرد. جامعۀ پژوهش شامل مشاورانی بود که دارای تجربۀ کاری در هدایت تحصیلی دانشآموزان با کمتوانی جسمی و حرکتی بودند. نمونهگیری بهصورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبههای عمیق، نیمهساختاریافته و اکتشافی استفاده شد و تحلیل دادهها با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون صورت گرفت.یافتهها: تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها به استخراج ۳۲ مضمون فرعی در قالب ۹ مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل ناکارآمدی آزمونهای رغبت و توانایی، محدودیت در امکان انتخاب رشته و مسیر شغلی، نگرشهای غیرواقعبینانۀ والدین، ناسازگاریهای نگرشی و عاطفی دانشآموزان، ضعف دانش و مهارتهای تخصصی مشاوران، فقدان امکانات فیزیکی و تجهیزات سازگار، نبود ظرفیت و زیرساختهای حمایتی در فرآیند انتخاب رشته، ضعف همکاری و هماهنگی نهادی، و نیز نابرابریهای ساختاری و تبعیض آموزشی بود.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که رفع موانع و چالشهای مرتبط با نقش مشاوران در هدایت تحصیلی دانشآموزان دارای کمتوانی جسمی و حرکتی، مستلزم اتخاذ اقدامات اصلاحی و هدفمند در سطوح سیستماتیک، محیطی و آموزشی است.