مقاله پژوهشی
روانشناسی
نگین شاه حسینی؛ رسول حشمتی
چکیده
زمینه و هدف: امروزه اعتیاد به اینترنت یکی از مهمترین مسائل در زیست دیجیتال نسل جدید میباشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیستهی دانشآموزان تیزهوش مقطع متوسطهی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شده است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از میان دانشآموزان پسر دارای ...
بیشتر
زمینه و هدف: امروزه اعتیاد به اینترنت یکی از مهمترین مسائل در زیست دیجیتال نسل جدید میباشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب زیستهی دانشآموزان تیزهوش مقطع متوسطهی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شده است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. نمونهگیری بهصورت هدفمند از میان دانشآموزان پسر دارای اعتیاد به اینترنت در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر تبریز انجام گرفت. برای رسیدن به اشباع نظری، با ۱۱ نفر از آنان مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته صورت گرفت. شناسایی افراد دارای اعتیاد به اینترنت با استفاده از پرسشنامهی یانگ انجام شد. همچنین دادهها با روش تحلیل مضمون از نوع کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتهها منجر به استخراج ۵ مضمون اصلی و ۱۸ مضمون فرعی شدند. مضامین اصلی شامل: گریز از محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و امکانات رفاهی، شکاف نسلی و تنشهای درون خانوادگی، تأثیرات روانی، وابستگی و تجربهی افت تحصیلی بودند. از مهمترین مضامین فرعی میتوان به تقابل میان هویت سنتی نوجوان در خانه و هویت دیجیتال، ناتوانی والدین در درک دنیای دیجیتال، تجربهی زندگی مدرن، خودکارآمدی تحصیلی پایین، ناتوانی در تمرکز و احساس رهاشدگی عاطفی در غیاب فضای دیجیتال اشاره کرد.نتیجه گیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اعتیاد به اینترنت در دانشآموزان بیشتر واکنشی به فشارهای فرهنگی، نبود امکانات تفریحی، ضعف در ارتباطات خانوادگی و ناتوانی در مدیریت احساسات است. بنابراین، طراحی مداخلات آموزشی و مشاورهای در مدارس، تقویت سواد دیجیتال در خانوادهها و فراهم کردن فضاهای جایگزین برای تخلیه هیجانی نوجوانان میتواند نقش مؤثری در پیشگیری و کاهش وابستگی به فضای مجازی ایفا کند.
مقاله پژوهشی
مشاوره توانبخشی
حسین کاظمینژاد؛ سینا حسن بیگی؛ فهیمه فداکار داورانی؛ سمیه کاظمیان
چکیده
زمینه و هدف: اقدام به خودکشی در دختران نوجوان به یکی از معضلات و چالشهای جدی در جامعه تبدیل شده است. این مطالعه کیفی با هدف تبیین عمیق و همهجانبهی عوامل زمینهساز اقدام به خودکشی در دختران نوجوان انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به روش تحلیل مضمون اجرا گردید. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۰ دختر ...
بیشتر
زمینه و هدف: اقدام به خودکشی در دختران نوجوان به یکی از معضلات و چالشهای جدی در جامعه تبدیل شده است. این مطالعه کیفی با هدف تبیین عمیق و همهجانبهی عوامل زمینهساز اقدام به خودکشی در دختران نوجوان انجام شد.
روش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به روش تحلیل مضمون اجرا گردید. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۱۰ دختر نوجوان ۱۳ تا ۱۷ ساله دارای سابقهی اقدام به خودکشی که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، جمعآوری شد. فرآیند نمونهگیری و مصاحبه تا رسیدن به نقطهی اشباع نظری ادامه یافت. سپس دادهها با استفاده از راهنمای تحلیلی براون و کلارک(2004) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند؛ تا مضامین اصلی استخراج شوند.
یافتهها: تحلیل دادهها3مضمون فراگیر،6مضمون سازماندهنده و24مضمون پایه را به عنوان عوامل کلیدی مؤثر بر این پدیده آشکار ساخت که مضامین سازماندهنده عبارتند از: خودتنظیمی هیجانی ناسازگارانه، کمبود مهارتهای حل مسئله، کنترلگری افراطی والدین، الگوهای ارتباطی مخرب و ناکارآمد خانوادگی، حس فراگیر یأس و ناامیدی، و در نهایت الگوبرداری منفی از رفتارهای خودکشیگرا.
نتیجه گیری: در نهایت، نتایج حاکی از آن است که پدیدهی اقدام به خودکشی در این گروه سنی و جنسیتی خاص، ریشه در تعامل پیچیده و چندلایهای از نارساییها و کاستیهای مهارتی در سطح فرد و نیز عملکرد ناسالم و آسیبزای درونسیستمی در سطح خانواده دارد. این یافتهها به وضوح ضرورت طراحی، تدوین و اجرای برنامههای مداخلهای یکپارچه، چندوجهی و نظاممند را که به طور همزمان و مکمل، هم بر توانمندسازی فردی نوجوان و هم بر اصلاح پویاییهای رابطهای، عاطفی و حمایتی در بستر خانواده تمرکز داشته باشند، آشکار میسازد. چنین مداخلاتی میتوانند در جهت پیشگیری از این رفتارهای خودکشیگرا بسیار مؤثر واقع شوند.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
محمد رضا خدابخش
چکیده
زمینه و هدف: شیوع افسردگی در بین دانش آموزان مدارس تأثیر منفی شدیدی بر سلامت جسمی و روانی فردی، پیشرفت تحصیلی و ارتباطات بین فردی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان در رابطه بین آگاهی هیجانی با افسردگی در دانشآموزان انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دوره ...
بیشتر
زمینه و هدف: شیوع افسردگی در بین دانش آموزان مدارس تأثیر منفی شدیدی بر سلامت جسمی و روانی فردی، پیشرفت تحصیلی و ارتباطات بین فردی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای تنظیم هیجان در رابطه بین آگاهی هیجانی با افسردگی در دانشآموزان انجام شد.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دوره دوم متوسطه شهرستان میانجلگه بود که با استفاده از روش نمونهگیری نسبتی، تعداد ۳۶۰ نفر از دانشآموزان بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. جهت جمع آوری دادهها از پرسشنامههای افسردگی ایرون تی بک (1971)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2006) و آگاهی هیجانی ریفی و همکاران (2007) استفاده شد. دادههای گردآوریشده با بهرهگیری از نرمافزارهای SPSS نسخه 22 در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش توصیفی، شاخصهای آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد محاسبه شد و در بخش استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد آگاهی هیجانی تاثیر مستقیم و معناداری برتنظیم هیجان دارد. همچنین تنظیم هیجان اثر منفی معناداری بر افسردگی دانشآموزان دارد، لذا بهبود تنظیم هیجان باعث کاهش میزان افسردگی دانشآموزان خواهد شد.نتیجه گیری: به نظر می رسد آگاهی هیجانی از طریق بهبود راهبردهای تنظیم هیجان، میتوانند به کاهش سطوح افسردگی در دانشآموزان منجر شوند. توصیه میشود برنامههای آموزشی برای تقویت آگاهی هیجانی و تنظیم هیجان در مدارس اجرا شود. همچنین آگاهیبخشی به معلمان و والدین درباره نشانههای افسردگی و اهمیت حمایت هیجانی میتواند به پیشگیری و مداخله مؤثر کمک کند.
مقاله پژوهشی
مشاوره توانبخشی
یونس دوستیان؛ منیره عرب جعفری
چکیده
زمینه و هدف: تجربه تروماهای دوران کودکی بهعنوان یکی از عوامل مهم خطرساز برای بروز اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان شناخته شده است. هدف این مرور روایتی، بررسی تأثیر انواع تروماهای دوران کودکی بر اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان و نقش احتمالی متغیرهای میانجی بود.
روش: در این مرور روایتی، مطالعات مرتبط با تأثیر تروماهای ...
بیشتر
زمینه و هدف: تجربه تروماهای دوران کودکی بهعنوان یکی از عوامل مهم خطرساز برای بروز اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان شناخته شده است. هدف این مرور روایتی، بررسی تأثیر انواع تروماهای دوران کودکی بر اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان و نقش احتمالی متغیرهای میانجی بود.
روش: در این مرور روایتی، مطالعات مرتبط با تأثیر تروماهای دوران کودکی بر اختلالات اضطرابی و افسردگی در نوجوانان از طریق پایگاههای داده PubMed ،Scopus و Google Scholar شناسایی و بررسی شدند. دادههای استخراجشده از 25 مطالعه برای شناسایی پیامدهای روانی، انواع تروماها، ابزارهای سنجش، نقش متغیرهای میانجی و ویژگیهای نمونهها مورد تحلیل و سازماندهی قرار گرفتند تا دامنههای اصلی تأثیر تروما بر اختلالات روانی نوجوانان مشخص شود.
یافتهها: یافتهها نشان داد که نوجوانانی که تجربیات نامطلوب دوران کودکی را تجربه کردهاند، در معرض خطر بالاتر اختلالات افسردگی، اضطراب قرار دارند. شدت و تراکم تروماها با شدت علائم افسردگی و اضطراب رابطه مستقیم داشت. سوءرفتار جنسی، سوءرفتار عاطفی و غفلت عاطفی بیشترین تاثیر را داشتند. نقش میانجی تابآوری، حمایت اجتماعی ادارک شده، تنظیم هیجان، کارکردهای اجرایی، اشتیاق تحصیلی و خودپنداره در کاهش اثر تروماها بر افسردگی و اضطراب در برخی مطالعات گزارش شد که می تواند اثرات منفی تروما را تعدیل کرده و خطر ابتلا به اختلالات روانی را کاهش دهد.
نتیجه گیری: تجربه تروماهای دوران کودکی، به ویژه سوءرفتار عاطفی، جنسی و غفلت، با افزایش احتمال بروز اختلالات افسردگی و اضطرابی در نوجوانان مرتبط است. تقویت متغیرهای میانجی حفاظتی و تمرکز بر پیشگیری و مداخله زودهنگام میتواند اثرات منفی این تجربیات را کاهش دهد. این یافتهها اهمیت طراحی برنامههای پیشگیری و مداخلات روانشناختی هدفمند برای نوجوانان در معرض تروما را تأکید میکند.
مقاله پژوهشی
توانبخشی
آراز بوکانی؛ بابک رضوی؛ محمد قاسمی؛ جمال سوره
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه نوعی خشونت میان فردی است که میتواند پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت نامطلوبی به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین بیتفاوتی اخلاقی و بدتنظیمی هیجانی با رفتار قلدری: نقش میانجی توان تبادل اجتماعی بود.روش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری این پژوهش شامل ...
بیشتر
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه نوعی خشونت میان فردی است که میتواند پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت نامطلوبی به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین بیتفاوتی اخلاقی و بدتنظیمی هیجانی با رفتار قلدری: نقش میانجی توان تبادل اجتماعی بود.روش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم در شهر خلخال در سال 1403 بود که تعداد آنها 4633 نفر بود و حجم نمونه با توجه به جدول مورگان به تعداد 355 نفر انتخاب شدند و روش نمونهگیری به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحلهای بوده و به صورت حضوری انتخاب شدند به پرسشنامههای (بیتفاوتی اخلاقی بندورا (1996)، مقیاس قلدری (BS) (2011)، سبکهای تبادل اجتماعی لیبمن و همکاران (2011)، تنظیم هیجانی گارانفسکی (2003)) جواب دادند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که رابطه بین متغیرهای بیتفاوتی اخلاقی و بدتنظیمی هیجانی با رفتار قلدری توسط متغیر تبادل اجتماعی تشدید میشود و بین ابعاد بیتفاوتی اخلاقی (توجیه اخلاقی، برچسب زدن مدبرانه، مقایسه سودمند، جا به جایی مسئولیت، تقسیم مسئولیت، تحریف پیامدها، نسبت دادن سرزنش و رفتارهای غیر انسانی) و بین بدتنظیمی هیجانی(ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، تمرکز مجدد بر برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت، فاجعه سازی و ملامت دیگران) با رفتار قلدری دانشآموزان رابطه مستقیم معنیداری وجود دارد و بین ابعاد تبادل اجتماعی (انصاف، پیگیری، سرمایه گذاری افراطی، فردگرایی و منفعت طلبی) با رفتار قلدری دانش آموزان رابطه معکوس معنیداری وجود دارد.نتیجه گیری: با توجه به این یافتهها میتوان نتیجهگیری کرد که اگر دانش آموزان میزان بیتفاوتی اخلاقی، بدتنظیمی هیجانی بالای داشته باشند در مقابل رفتار قلدری بیشتری خواهند داشت و تبادل اجتماعی در جهت کاهش رفتار قلدری بین دانش آموزان خیلی مهم می باشد. که با کمک مشاوراه مدارس می توان با کمک نتایج این پژوهش در جهت کاهش رفتارهای قلدرانه کمک گرفت.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
سپیده بشیرگنبدی؛ کیهان رحمانی؛ ثنا نادری
چکیده
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روانشناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدلیابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی ...
بیشتر
زمینه و هدف: همزمان با گسترش رفتارهای اعتیادی نوپدید و افزایش مصرف مواد و الکل بین جوانان، توجه به سازوکارهای روانشناختی زیربنایی این رفتارها بیش از پیش اهمیت یافته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مدلیابی رابطه گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی با نقش میانجی تنظیم هیجان در دانشجویان بود.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعهی آماری شامل کلیهی دانشجویان دانشگاه ملایر در سال تحصیلی 1404-1405 بود که نمونه مورد پژوهش به تعداد 250 نفر و به شیوه در دسترس از بین آنها انتخاب شده و به ابزار پژوهش شامل پرسشنامه گرایش به مصرف الکل شیخ (1393)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004) پاسخ دادند. دادههای گردآوریشده در نرمافزار SPSS نسخه 26 وارد شدند. همچنین برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی اثر مستقیم مصرف الکل بر اعتیاد به فضای مجازی و نیز اثر غیرمستقیم آن از طریق تنظیم هیجان، از تحلیل مسیر در نرمافزار AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد دشواری در تنظیم هیجان (0/28=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت؛ اعتیاد به فضای مجازی والدین (0/34=β) اثر مستقیم و معنادار بر دشواری در تنظیم هیجان داشت. اعتیاد به فضای مجازی (0/30-=β) اثر مستقیم و معنادار بر گرایش به الکل داشت همچنین نتایج نشان داد که دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین گرایش به الکل و اعتیاد به فضای مجازی (0/098=β) نقش میانجی داشت (0/05>p).
نتیجه گیری: این نتایج از چارچوبهای فراتشخیصی در آسیبشناسی اعتیاد حمایت میکند که بر نقش فرایندهای هیجانی بهعنوان حلقه واسط میان آسیبپذیریهای فردی و بروز رفتارهای اعتیادی تأکید دارند. بنابراین، مداخلات پیشگیرانه و درمانی متمرکز بر بهبود مهارتهای تنظیم هیجان میتوانند در کاهش همزمان گرایش به مصرف الکل و اعتیاد به فضای مجازی مؤثر باشند.