مقاله پژوهشی
توانبخشی
سمیه قربانی کهریزسنگی؛ نفیسه خدادادی
چکیده
زمینه و هدف: علائم اختلال طیف اتیسم اوایل دوران کودکی وجود دارد و عملکرد روزمره را محدود یا مختل میکند. شناسایی بهموقع اتیسم همراه با ارائه مداخلات به-هنگام مناسب، کیفیت زندگی آنان را بهبود میبخشد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله به هنگام دنور بر کاهش علائم اتیسم و رفتارهای چالشی کودکان اوتیستیک شهر اصفهان بود.روش: ...
بیشتر
زمینه و هدف: علائم اختلال طیف اتیسم اوایل دوران کودکی وجود دارد و عملکرد روزمره را محدود یا مختل میکند. شناسایی بهموقع اتیسم همراه با ارائه مداخلات به-هنگام مناسب، کیفیت زندگی آنان را بهبود میبخشد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله به هنگام دنور بر کاهش علائم اتیسم و رفتارهای چالشی کودکان اوتیستیک شهر اصفهان بود.روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، کودکان مبتلا به اختلال طبف اتیسم شهر اصفهان بودند. از بین مراکز توانبخشی اتیسم، یک مرکز بهصورت در دسترس انتخاب شد. ۳۰ کودک دارای تشخیص اتیسم بهطور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس درجهبندی اتیسم گیلیام (گارز، ۲۰۰۶) و مقیاس رفتار چالشانگیز کودک (بروک تیلور، لو، هیوایی و پالانت، ۲۰۰۹) بود. گروه آزمایش ۱۲ جلسه مداخله به هنگام دنور دریافت کرد و دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرمافزار SPSS-28 تحلیل شد.یافتهها: یافتهها نشان داد مداخله بههنگام دنور بر علائم اتیسم شامل رفتار کلیشهای، برقراری ارتباط و تعاملات اجتماعی اثرگذار بود(0.05>p) اما بر زیرمقیاس اختلالات رشدی تأثیر معناداری نداشت (0.05<p)همچنین این مداخله بر کاهش رفتارهای چالشانگیز مؤثر بود(0.05>p).نتیجه گیری: مداخله به هنگام دنور باهدف قرار دادن تقلید، ارتباطات کلامی و غیرکلامی، توجه مشترک، رشد اجتماعی و بازی، موجب کاهش علائم اتیسم و کاهش رفتارهای چالشانگیز میشود. همچنین مداخله دنور با تقویت بازیهای تقلیدی، نمادین و اکتشافی، تعامل کودک با والد و همسالان را افزایش داده، توانایی برقراری ارتباط و تعامل پیچیدهتر را تقویت کرده و از بروز رفتارهای چالشانگیز میکاهد.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
غزاله نهاوندی؛ سعید رضایی
چکیده
زمینه و هدف: بازتابهای اولیه نقش مهمی در تحول مغز کودکان دارد. بااینحال، تعداد زیادی از این بازتابها باید به مرور زمان در کودکی مهار شوند. در اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی برخی از این بازتابها باقی میمانند و مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به اختلالها به وجود میآورند. پژوهش حاضر با هدف بررسی مداخلات ...
بیشتر
زمینه و هدف: بازتابهای اولیه نقش مهمی در تحول مغز کودکان دارد. بااینحال، تعداد زیادی از این بازتابها باید به مرور زمان در کودکی مهار شوند. در اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی برخی از این بازتابها باقی میمانند و مشکلات متعددی را برای افراد مبتلا به اختلالها به وجود میآورند. پژوهش حاضر با هدف بررسی مداخلات مبنی بر بازتابها مؤثر بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی انجام شد.روش: این پژوهش مروری نظاممند مطابق با چکلیست پریزما اجرا شده است. در این مقاله، پژوهشهای انجامشده در حوزه مداخلات بازتابی مؤثر بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مورد بررسی قرار گرفت. برای دسترسی به مقالات علمی از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus، WOS، و ResearchGate، مگ ایران، نورمگز، و پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی استفاده شد. کلیدواژههای انگلیسی Reflex، Primitive Reflex، Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder، ADHD، attention-deficit، Autism Spectrum Disorder، ASD، Randomized controlled trial، Controlled clinical trial، Intervention و معادل فارسی آنها مورد جستوجو قرار گرفت. از بین 83 مطالعه مورد بررسی، 6 مقاله شرایط موردنظر را داشتند.یافتهها: نتایج نشان داد که مداخلات مبنی بر بازتابهای اجراشده بر گروه مبتلایان به اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی شامل؛ ماساژ و رفلکسوتراپی، جابهجایی ستون فقرات، تحریکات حسی، و تحریکات حرکتی است. این مداخلات بر کاهش نشانههای اختلالات طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مؤثر بودند. رفلوکسولوژی و تمرینات حرکتی از جمله مداخلات مشترک برای هر دو اختلال بود. مداخله ماساژ و جابهجایی ستون فقرات فقط در گروه مبتلایان به اختلال نارسایی توجه_بیشفعالی و اثربخشی تحریکات حسی تنها در گروه مبتلایان به اختلال طیف اوتیسم مورد بررسی قرار گرفته است.نتیجهگیری: مداخلات بازتابی بر کاهش نشانههای اختلال طیف اوتیسم و نارسایی توجه_بیشفعالی مؤثر است. و ضروری است که پژوهشهای بیشتری در زمینه بررسی بازتابها و اثر آنها بر اختلالها انجام شود.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
شهریار درگاهی؛ نیما رضوانی؛ زهره قنبری
چکیده
زمینه و هدف: خودکشی یکی از فوریترین بحرانهای سلامت عمومی در جهان معاصر است و به نظر میرسد دانشجویان دانشگاهی در مقایسه با جمعیت عمومی، آسیبپذیری بیشتری نسبت به افکار خودکشی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش احساس تنهایی، عزتنفس و رضایت از زندگی در پیشبینی افکار خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه های تهران انجام ...
بیشتر
زمینه و هدف: خودکشی یکی از فوریترین بحرانهای سلامت عمومی در جهان معاصر است و به نظر میرسد دانشجویان دانشگاهی در مقایسه با جمعیت عمومی، آسیبپذیری بیشتری نسبت به افکار خودکشی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش احساس تنهایی، عزتنفس و رضایت از زندگی در پیشبینی افکار خودکشی در میان دانشجویان دانشگاه های تهران انجام شد.روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاههای ایران در مقاطع کارشناسی، کارشناسیارشد و دکتری بود. شرکتکنندگان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. در ابتدا ۳۴۶ دانشجو پرسشنامهها را تکمیل کردند که پس از حذف دادههای مفقود و پرت، نمونه نهایی تحلیل شامل ۲۵۹ نفر بود. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس افکار خودکشی بک، مقیاس تنهایی راسل، پرسشنامه عزتنفس کوپر-اسمیت و مقیاس رضایت از زندگی داینر بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که افکار خودکشی با احساس تنهایی رابطه مثبت و معنادار و با عزتنفس و رضایت از زندگی رابطه منفی و معنادار دارد (۰/۰۰۱>p). همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که احساس تنهایی، عزتنفس خانوادگی و رضایت از زندگی بهطور معنادار افکار خودکشی را پیشبینی میکنند و در مجموع ۲۷ درصد از واریانس افکار خودکشی را تبیین میکنند. احساس تنهایی قویترین پیشبین افکار خودکشی بود.نتیجه گیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که احساس تنهایی، احساس ارزشمندی در چارچوب خانواده و رضایت از زندگی از عوامل مهم مرتبط با افکار خودکشی در دانشجویان هستند. بنابراین، توجه به تقویت روابط اجتماعی، حمایت خانوادگی و ارتقای رضایت از زندگی میتواند در طراحی برنامههای پیشگیرانه و مداخلات روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
توانبخشی روانشناختی
صمد عزیزی؛ نسرین همایونفر؛ بهزاد تقی پور؛ فرزاد صدقیانی؛ رقیه برزگران
چکیده
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان وجودی بر شفقت به خود و تحمل پریشانی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روششناسی، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده ...
بیشتر
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان وجودی بر شفقت به خود و تحمل پریشانی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روششناسی، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انجمنهای بیماران سرطانی و مراکز بهداشتی شهر اردبیل در سال 1404 بود. ۵۱ نفر از این زنان بهصورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد،، درمان وجودی و کنترل (هر گروه 17 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل مقیاس شفقت به خود نف (2003) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) بود. گروههای آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقهای مداخلات درمانی دریافت کردند و گروه کنترل مداخلهای نداشت. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت و برای مقایسه زوجی گروهها از روش بونفرونی استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی در افزایش شفقت به خود و تحمل پریشانی مؤثر بودند، اما درمان وجودی در هر دو متغیر نسبت به ACT اثر بیشتری داشت. نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که بهرهگیری از درمانهای مبتنی بر پذیرش و معنا میتواند در ارتقای سازگاری روانشناختی زنان مبتلا به سرطان پستان نقش مؤثری ایفا کند.
مقاله پژوهشی
مشاوره
ذبیح اله عباس پور؛ مریم جعفری؛ رضا خجسته مهر
چکیده
زمینه و هدف: والدآزاری به عنوان یکی از اشکال کمتر شناختهشده خشونت خانوادگی میتواند پیامدهای روانی، اجتماعی و عملکردی گستردهای برای والدین و سایر اعضای خانواده به همراه داشته باشد. شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر این پدیده، میتواند در طراحی مداخلات مشاورهای و توانبخشی خانوادهمحور نقش مهمی ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ...
بیشتر
زمینه و هدف: والدآزاری به عنوان یکی از اشکال کمتر شناختهشده خشونت خانوادگی میتواند پیامدهای روانی، اجتماعی و عملکردی گستردهای برای والدین و سایر اعضای خانواده به همراه داشته باشد. شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر این پدیده، میتواند در طراحی مداخلات مشاورهای و توانبخشی خانوادهمحور نقش مهمی ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگر سبکهای فرزندپروری در رابطه بین تعارض زناشویی و والدآزاری در مادران دارای فرزند نوجوان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی با طرح تحلیل تعدیلگر انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران دانشآموزان دختر دوره متوسطه اول و دوم شهر گندمان در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنها، بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۲۴۰ نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی، مقیاس والدآزاری دختر-مادر (PAS-GM) و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون تعدیلگر در نرمافزار SPSS نسخه ۲۹ تحلیل شدند. یافتهها: یافتهها نشان داد بین تعارض زناشویی و والدآزاری رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، سبک فرزندپروری مقتدرانه با والدآزاری رابطه منفی و معنادار، و سبکهای فرزندپروری سهلگیرانه و مستبدانه با والدآزاری رابطه مثبت و معنادار داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلگر نشان داد سبکهای فرزندپروری مقتدرانه و سهلگیرانه، رابطه تعارض زناشویی و والدآزاری را تعدیل میکنند؛ در حالی که سبک فرزندپروری مستبدانه نقش تعدیلگر معناداری در این رابطه نداشت. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که تعارض زناشویی میتواند یکی از عوامل خطر مرتبط با افزایش والدآزاری باشد و سبکهای فرزندپروری در نحوه بروز این رابطه نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. بر این اساس، مداخلات مشاورهای و توانبخشی خانوادهمحور با تأکید بر کاهش تعارضات زناشویی و تقویت سبک فرزندپروری مقتدرانه میتوانند در پیشگیری از والدآزاری و ارتقای کارکرد روانی اجتماعی خانواده مؤثر باشند.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
صبا عابدی؛ محمد شمسیان
چکیده
زمینه و هدف:رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی از مسائل مهم سلامت روان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی با رفتارهای پرخطر و تعیین توان پیشبینیکنندگی همزمان این متغیرها در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کمی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود ...
بیشتر
زمینه و هدف:رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی از مسائل مهم سلامت روان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی با رفتارهای پرخطر و تعیین توان پیشبینیکنندگی همزمان این متغیرها در دختران دوره متوسطه دوم انجام شد.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کمی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود که در سال ۱۴۰۵ در ناحیه دو شهر کرمانشاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۱۲۰ دانشآموز دختر دوره متوسطه دوم بود که ۲۸۶ نفر با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (یانگ، ۱۹۹۸)، مقیاس دلزدگی تحصیلی برسو، سالانووا و شوفلی (۲۰۰۷)، مقیاس احساس تنهایی یوسیالای نسخه سوم (راسل، ۱۹۹۶) و پرسشنامه رفتارهای پرخطر شجاعیباغینی (۱۳۸۷) استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه همزمان تحلیل شدند.یافتهها: بین وابستگی به اینترنت و رفتارهای پرخطر رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (r=۰/۴۶، P<۰/۰۰۱). همچنین بین دلزدگی تحصیلی و رفتارهای پرخطر (r=۰/۴۱، P<۰/۰۰۱) و بین احساس تنهایی و رفتارهای پرخطر (r=۰/۵۴، P<۰/۰۰۱) رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد. در رگرسیون همزمان، وابستگی به اینترنت (β=۰/۳۱، P<۰/۰۰۱)، دلزدگی تحصیلی (β=۰/۲۹، P<۰/۰۰۱) و احساس تنهایی (β=۰/۳۴، P<۰/۰۰۱) توانستند رفتارهای پرخطر را بهطور معناداری پیشبینی کنند. مقدار R=۰/۵۹، R²=۰/۳۴ و F=۲۴/۸۳ (P<۰/۰۰۱) نشان داد که این سه متغیر در مجموع ۳۴ درصد از واریانس رفتارهای پرخطر را تبیین میکنند.نتیجهگیری: یافتهها بر ضرورت توجه همزمان به وابستگی به اینترنت، دلزدگی تحصیلی و احساس تنهایی در برنامههای پیشگیری از رفتارهای پرخطر تأکید دارند. غربالگری دانشآموزان و مداخلات مدرسهمحور با تمرکز بر مدیریت استفاده از اینترنت، کاهش فشار و فرسودگی تحصیلی، تقویت روابط با همسالان و افزایش حمایت اجتماعی میتواند مورد توجه مشاوران مدارس و متخصصان حوزه نوجوانان قرار گیرد.